وریل های جنگ جهانی دوم حقیقت سرکوب شده تاریخ

http://ufosecret.ir

در سال 1959 در انگلستان آغاز شد یک مرد استثنایی 19 ساله عشق خود را با دختری که در بافندگی کار می کرد آغاز کرد.
موقتی که او 16 ساله بود یم نابغه بود و توانست از کمبریج بورس تحصیلی بگیرد سالها بعد از فارغ التحصیلی اش عشقش را در خانه اش ملاقات کرد و این ملاقات مسیر زندگی اش را عوض کرد.
سرکوب میل جنسی محرک بسیار قوی است او یک باشید برای معشوق خود ساخت که به تقلید حرکات دست تولید جوراب می کرد هنگامی که او این ماشین را برای ثبت اختراع به پیش ملکه الیزابت بر ملکه

 

از ثبت این اختراع خوداری کرد زیرا این دستگاه پتانسیل لارم را برای ایجاد اختلال اجتماعی داشت شاید هم او از مکانیزه شدن جهان می ترسید لی در نهایت دستگاه خود را به فرانسه برد و در فقر در آنجا درگذشت پس از مرگ لی برادرش جیمز به انگلیس بازگشت و اولین کارخانه صنعتی تولید جوراب مکانیزه را باز کرد این زمان مقارن با شروع انقلاب صنعتی بود.
قرن شانزدهم زندگی ساده و سخت بود اکثر مردم کشاورز بودند و کار سخت انجام می دادند و امید به زندگی 35 سال بود حرکت متور بخار مناطث شهری را به مناطق کثیفی تبدیل کرده بود آفات و بیماری های دوره ای عوارض خود را در زندگی جدید نشان می داد اوج نارضایتی در کارگران وجود داشت و سالها بعد این نارضایتی ها به ظهور کارل مارکس در سال 1840 و مکتب انقلابی مارکسزیم شد.کومونیسم در روسیه جای گرفت و بطور خزنده در حال پیشروی در اروپا بود..آلمانها نیز با بدگمانی به نبرد انقلاب صنعتی رفتند و راهای مختلفی را بجای تحمل یک دولت صنعتی آلمان آزمودند آنها یک مارکسیزم ملی را جایگزین کردند که بخش خصوصی در آن نقش عمده ای را بازی می کرد آلمان مانند ققنوسی دوباره متولد شده بود این ایدئولوژی مانند ایدئولوژی شهر اسرارت در یونان بود که از صنعتگران بر علیه کومونیست ها دفاع می کرد.
امروزه ثابت شده است که نوعی استرس در اجتماع منجر می شود که مردم به مذهب یا مکاتب مخفی علاقه بسیاری پیدا بکنند و این تمایلات را وسیله ای برای فرار می دانند شیفتگی بسیاری در آلمان پیش از جنگ جهانی به گزارش های باستانشناسی در مورد سومریان ها ادین وتان استرت ها وجود دشاد وردم نیز احساس قدرت می کردند و به آلمانی بودن خود افتخار می کردند در آنها روحی دمیده شده بود که می خواستند بدانند که چگونه می توانند به عقب برگردند و به اصطلاح مدینه فاضله را تشکیل دهند هلنا بلاوستکی انجمن تئوسفی و انجمن تول تاثیر گزار ترین گروه های مخفی در این مورد بودند.
مطالبی در ذهن مردم از یک کتاب قدیمی بنام مسابقه آینده که در سال 1871 توسط یک فرد ناشناس نوشته شده بود تداعی می شد.این نوشته شبیه یک نوشته علمی تخیلیی بود که مردم حساب خود را از سایر مردم جدا می دانستند و نسل خود را به یک نژاد برتر بنام Vril بود.

 

تماس با موجودات فرازمینی

دسامبر  نخبگانی1919 آخرین نقطه شمالی دنیا احتمالا در نروژ انجمنی از نابغه گان کارل هاشوفر با تعدادی از معتبر ترین افراد و نخبگانی که در زمینه علوم ماورایی می کرده بودند به این انجمن دعوت شده بودند.آنها در کلبه ای در کوهپایه های آلپ گرد هم مدند در میان حاضرین نماینده ای از میان شوالیه ها معبد که سالها قبل در فتح بیت المقدس شرکت داشتند وقتی هاشوفر در آنجا حاضر شده چیز بسیار عجیبی دید دو زن به شدت زیبا و جذاب جوان در میان شرکت کنندگان حضور داشتند.

یکی از دختران بسیار آرام بودو 18 سال داشت و به دلیل هوش بسیار بالای خود هویت خود را فاش نمی ساخت او خود را یک Sigrun معرفی می کرد و منظورش این بود که بعد هویت خود را فاش خواهد ساخت.و زن دیگری که تصویرش در سمت راست قید شده است خود را Maria Orzich می نامید.هردوی زنها موهای دراز داشتند و موهای خود را بصورت دم اسبی بسته بودندMaria زنی بود که ادعا می کرد پیغامهایی از تمدن های فرازمینی دریافت کرده است.تعدادی از این  پیغامها با کدهای عجیب و غریب در نوشته های او درج شده بود.


کارل هاشوفر قبل از جلسه به مدت طولانی صفحات را مطالعه کرده بوداو مصمم بود که این نوشته ها کدهای مخفی مربوط به فراماسون هایی است که بیت المقدس را مورد حمله قرار داده بودند.در حالی که نوشته دیگر به خط سومری ها بود.ولی هر دوی آنها شامل یک دستور بود که چگونه بتوانیم ماشینی بسازیم که بر نیروی جاذبه غلبه بکند.

دانشمند فیزیکدان scientist, Victor Schauberger می نویسد این یک طراحی به معنای واقعی و بالقوه است.ماریا بعدا در جلسه توضیح داد که موجوداتی از صورت فکلی گاو  با او تماس

گرفتند او در جلسه توضیح داد که موجودات منحصر به فردی از سیاره ای در صورت فلکی گاو که به دور ستاره ای بنام Aldebaran می چرخد با او تماس گرفتند.ماشین با منبعی از انرژی بنام vril کار می مرد او گفت که این ماشین حتی زمان را نیز تغیر خواهد داد.

جزئیات نوشت ها به حدی کافی بود که بتوان ماشین را از روی آن ساخت آزمایش کرد و حتی برای ترابری انسان ها به جهان آنها برای ملاقات با فرا زمینیان استفاده کرد.
زمانی که گروه نروژ کمی تمرکز کردند و با شیاطین ارتباط گرفتند آنها به این موضوع علاقه مند شدند و یک روش ضد بشری را برای صنعتی کردن آلمان که مردم را تحت تاثر قرار می داد ارائه کردند ماشین ضد جاذبه ماریا هدیه پیشرفته ای بود که نژاد بشری را تحت تاثیر قرار می داد بنابرین این انرژی فوران خواهد کرد و جنگ ها نیز با وجود این ماشین اجتناب پذیر خواهند بود اما گروه نروژی ماشین را برای مسافرت در زمان می خواست آنها می خواستند به زمانی برگردند که خدایان بروی زمین حکمرانی می کردند تا بتوانند قوانین روحانی طبیعت را از آنها فرا گیرند.
میهمانان به طرح ماشینی که ماریا ارائه کرد ایمان پیدا کردند و حمایت مالی شدیدی برای ساخته شدن آن انجام دادند ثروتمندان عضو در کلوپ نروژی ها و سایر گروه های مخفی.ماریا به سرعت به سوالاتی که می توانست به پروژه کمک کند جواب داد.
ویبریل ساخته شد
البته سازندگان آن اهدافی داشتد البته اعضای کلوپ فراماسونری نروژی اهداف متفاوتی داشتند آنها پیشبینی کرده بودند که آن کاربردی مخصوص برای بکار انداختن انرژی جدید خواهد داشت ویبریل دستگاهی نگران کننده تر از یک دستگاه ارتباطی با بیگانگان فضایی بود زیرا با آن می توانستند دانش هایی فراتر را با ملاقات با بیگانگان فضایی را بدست بیاورند.در 1922 ویبریل توسط شرکت JFM (Jenseitsflugmaschine) با بک شرکت تولید جنگ افزار دیگر تولید شد آن فقط یک ماشین بود و حدود وسال مورد آزمایش قرار گرفت آن در طول این دو سال توانست بر جاذبه و زمان غلبه کند ویبریل سپس از آگسبورگ به ماساچوست برای استفاده در آینده حمل شد این پروژه توسط دکتر شومان وو(دانشکده فنی مونیخ)کسی که بعدا ناو های شناوری را با تحقیقات خود توسعه داد انجام شد.او دید غیرمعمولی نسبت به علم و تکنولوژی داشت.او به دو اصل متضادی که انفجار الهی و انفجارشیطانی که شوالیه های معبد به آن اعتقاد داشتند و فیثاغورس نظریاتی در این مورد نیز داده بود اعتقاد داشت
در همه چیز دو اصل وجود دارد که در تعیل رویداد ها نفش دارند:نور و تاریکی خیر و شر ایجاد و تخریب مثبت و منفی
این دو اصل خلاق و مخرب در وسایل فنی نیز هر چیز مخرب از شیطان منشا می گیرد و هر جیز خلاق منشا الهی دارد هر فناوری مبتی بر احتراق و انفجار از شیطان منشا می گیرد و عصر تکنولوژی جدید منشا الهی دارد(از آرشیو ss)پس ماشین ویبریل محترق نمی شود تخریب ایجاد نمی کند پس آن صد در صد منشا الهی دارد.

لژ نروژ سانسور کتابهای تاریخی را وقعا جدی نمی گرفت ظاهرا قوانین احمقانه ای برای جلوگیری از سانسور این مطالب در اروپای امروزی داشته اند اما این حقیقت اثبات شده است که کلوپ فراماسونری شیاطین نروژِی که در آخرین ننقطه از روی زمین اقامت داشتند نقش عمده ای در بوجود آمدن نازی ها داشتند علائم مخفی آنها معانی صلیب شکسته نازی ها را داشته است.یکی از علامات آنها شباهت زیادی به صلیب آهنی نازی ها داشت علامت خورشید سیاه آنها با هم متفاوت بود اما منشا مشترکی در نماد های دو گروه داشت.لژ نروژی به سیاست و قدرت علاقه بسیاری داشت ویبیریل به راحتی می توانست به جست و جوی های مشگوک آنها کمک بکند.همه رهبران نازی در لژ نروژ عضو شدند و بعد از فاش ساختن اسرار توسط ماریا آدولف هیتلر آلفرد رزنبرگ هنریش میلر هرمان گورینگ و فیزیکدان شخصی هیتلر دکتر تئودور موریل همه اینها در حلقه ویبریل عضو شدند.
موفقیت JFM تا 1933 مخفی نگه داشته شد زمانی که یکی از آنها در آلمان به قدرت رسید هیتلرو و لژ توسعه ویبریل را بعنوان یک اسلحه بالقوه به Gesellschafts واگزار کردند هیتلر به خوبی از ارزش این اسلحه خبردار بود ویبریل توسط Rundflugzeug به یک هواپیمای دایره ای شکر در 1937 و بعد از آن در سالهای بعدی نیز توسعه داده شد تا به RFZ-7 رسید.

ضمنا لژ نروژی نیز همزمان بروی یکی از دستگاه های نظامی دیگر نازی ها بنام E-IV, پرداخت که می خواستند از این انرژی جدید بهره ببرد آنها پروژه جدید خود را در یک محل مخفی در هانبورگ ادامه دادند که تا امروز اطلاعای از آن در دست نیست در ابتدای سال 1935 آنها توانستند H-Gerat را که به دستگاه هامبورگ معروف بود را بسازند.و در سال 1939 دیک دستگاه بطور کامل ساخته شد و بنام RFZ-5 شناخته شد زمانی که لژ نروژ در حال انتقال آن بود تست های اصلی آن را در آرادوباراندربورگ آنجام داد.
لژ نروژِ بروی ماشین الکترو مغناطیسی ضد جاذبه توانسط متد های ماشید ریسندگی که در ابتدای صفحه به آن اشاره شده بود را روی آن پیاده بکند سه دیسک جداگانه چرخشی در سه جهت مخالف را با دستگاه می دادند ارکستی از فعل و انفعالات جیوه توانسته بود یک میدان الکتریکی قوی در اطراف دستگاه بوجود آورد و به شدت آن را رسانا و ابر رسانا بکند هر چیزی که به آن نزدیک می شد فورا از میان می رفت برخی از افکار اخیر معتقد هستند که میدان ضد جاذبه ماشین جاذبه تک اتم های طلا را با حیوه گرم بوجود می آورد این عمل مستلزم انرژی  و هزینه بالا و تحریف در مدار ذرات حرکت برخی از هسته های اتم ها بود که در آن اتم ها گرانش آزاد می شد.

ماشین ضد جاذبه توانسته بود بر جاذبه چیره شود اما واقعا آن را ترک نمی کرد در حالی که انرژی زیادی برای این کار نیاز داشت تا جاذبه از از خود بزداید سفینه کروی هنوز به انرژی زیادی برای صعود و حرکت دادن خود نیاز داشت تا از اتمسفر به بیرون برود بعضی از سفینه های ساخته شده توانستند به سرعت 2900 تا 12000 کیلومتر در ساعت برسند لژ نروژی سر انجام قلب آهنربایی تپنده ای را درست کند که به مانور دادن سفینه بسیار کمک می کرد این دستگاه ها بسیار بی سر و صدا بودند و می توانستند بسیار چاره ساز باشند.

در سال 1944 لژ نروژی سری Haunebu I-III را ساخت که واقعا دیسک های بسیار بزرگی را داشت که توانایی حمل 200 نفر را نیز داشت و بزرگترین آنها 139 متر طول داشت و به شکل استوانه ای بود که بنام آندرو مرا معروف شد این پیروز هفتم این گروه بود و هدف بعدی آنها سفر بین سیاره ای بود.

زمانی که جنگ به نفع متفقین چرخید لژ نروژ تولیدات خود را در معدن عمیقی در لهستان مخفی کردند و بوسیله افرادی که به بردگی گرفته شده بودند تا زمانی که معدن بطور کامل توسط متفقین محاصره و تخریب شد به کار خود ادامه دادند عقیده ای که وجود دارد دیسک هایی که در این معدن بودند همه گی در لبه پرتگاه قرار داشتند و به درون پتگاه فرو ریختند و یک تا دوتای آنها بدست متفقین افتادند.این مکان کارخانه وسیعی برای تولید ویریل ها با سقف بتونی بود و امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد ویریل با اهداف بیهوده ای ساخته شد اما آنها نهایت مهارت خود را در ساختن آن به خرج داده بودند ویریل دستگاه امنی بود که در بدترین جا ساخته شده بود در طول سالها ماریا با تلپاتی خود با بیگانگان فضایی توانسته بود آن را بسازد و تکمیلش بکند ویریل نشان داد که فضایی ها در ایجاد و گسترش ادوات جنگی مانند زیردریایی ها و قایق ها در طول تاریخ نقش داشته اند.

تمدن آلدباران
برطبق اطلاعات بدست آمده از وریل تمدنی که بوسیله تلپاتی با انسانها تماس گرفته اند یکی از دو تمدنی است که به دور ستاره قدیمی آلدباران که در صورت فلکی گاو که 68 سال نوری از ما فاصله دارند در تاریخ مصنوعاتی به کمک ارتباط ما با سیاره های دیگر ساخته شده است که در تصویر نشان داده می شود.آنها با ما ارتباط برقرا ر می کنند زیرا فعالیت های انسان ها را مشاهده می کنند به ویژه رفتار خصمانه ما را آنها تصمیم گرفتند وسیله ای برای حذف کردن رقابت بر سر منابع را به انسان هدیه بدهند و باعث جنگ و کشتار بروی زمین شدند.

میلیون ها سال قبل مردم این سیاره از انرژی ویریل استفاده کردند تا به یک بینهایت دست بیابند آنها همراه با گسترش انرژی وریل فعالیت های ذهنی خود را برای ایجاد یا نابود کردن اهدافشان گسترش دادند.
در طول زندگی خورشید(سیاره Aldebaran) خورشید آن بصورت یک گول سرخ شده بود در شرایط محیطی در هم ریختگی زیستی در میان آنها ایجاد شد زمانی که آنها توانایی ذهنی خود را از دست میدادند از ویریل استفاده می کردند و زمانی که آنها متوجه ماجرا شدند اقدام به پاکسازی نژادی در سیاره خود کردند و افراد فاسد را از میان بردند.
زمانی که محیط زیست سیاره آنها بدتر شد نخبه گان آنها سیاره خود را به مقصد دو سیاره قابل سکونت ترک کردند یکی از آنها زمین بود.و بسیاری از اتفاقات قرن گذشته را باعث شدند قبل از زکریا سچجین که افسانه های سومری ها را معرفی کند داستان هایی از این قبیل که افسانه های سومری را شامل دی شد بسیار به چشم می آمد Aldebara ها نوشته هایی در باره اثرات ویرانگر تیره شدن خورشید که در هر 3600 سال در منظومه ما رخ می دهد را نوشتند.بر اساس یکی از آنها زمین در آینده غیر قابل سکونت خواهد شد.Aldebaran در کره زمین از منطقه خود در سطح حفره ای که در قطب جنوب واقع شده بود عقب نشینی کردند و تلاش هایی برای کنترل سرنوشت انسان ها را دارند.

Aldebaran بیش از اندازه قوی تر از آن هستند که کسی بتواند تصور کند و بیش از اندازه فاسد هستند و در بیشتر مکان های زیر زمینی زندگی مخفیانه دارند.و تمدن های بسیاری را در زیر زمین تشکیل داده اند و پیکره های سنگی بسیاری از آنها یافت شده است.

شواهدی برای Aldebaran ها یکی از این شواهد ماشین vril بود که بطور غیرعقلانی مورد استفاده قرار گرفت.درست کردن دیسک ها اسلحه و استفاده نظامی تناقضی با انگیزه اصلی دارد.Vril توسط Aldebaran های زیر Antarctica  بر اساس اسناد و مدارک مورد بازدید گرفت و برنامه های برای مسکونی کردن یک جزیره زیر زمینی بنام New Swabia در طول جنگ جهانی دوم صورت گرفت.بر اساس آرشیو های اس اس این یک برنامه بسیار مهم برای تولید مثل Aldebaranها بود.آنها با فرزندان خود به مثصد اشغال قطب جنوب وارد این سرزمین شدند.در حالی که ما نمی دانیم این حقایق در مورد Aldebaran ها فرضی است یا واقعی آنها به ساخت و ساز مشغول شدند.

مشاهدات عینی و گزارش ها ازVril

در سال 1957 دو ماموران Detroit فیلمی ضبط کردند که گه مردی در آن صحبت می کرد.

در 19 فوریه 1926 در ورشو شوروی به دنیا آمد.بعنوان یم زندانی جنگی به لهستان آورده شد.در می 1942 در سی مایلی برلین زندانی شد و تا چند هفته مانده به پایان جنگ در آنجا زندانی بود.گارد اس اس ظاهر شد و اندکی با راننده تراکتور صحبت کرد.بعد از ده دقیقه سر و صدای غیر عادی تراکتور متوقف شد.حدود سه ساعت بعد کار علوفه چینی دور مرداب تمام شد و یک محوطه دایره ای شکل به طول 100 تا 150 متر بوجود آمد.بعد از آن دور تا دور محوطه توسط عایقی پوشانده شد عایق از آب 50 فوت ارتفاع داشت.سپس یک وسیله نقلیه بطور عمودی از دیوارها اوج گرفت و سپس بصورت افقی شروع به حرکت کرد بدلیل وجود درختان مشاهده کنندگان نتوانستند جزئیات بیشتری را ثبت کنند.مشاهده کنندگان وسیله را تا ارتفاع 500 فوت دیدند و آن را یصورت کروی توصیف کردند.و ضخامت دایره آن را 75 تا 100 یارد توصیف کردند.و ارتفاع جسم را 14 فوت می دانستند و قسمت بالایی آن به رنگ خاکستری بود و سه قسمت وسطی وسیله حرکتی شبیه به حرکت ملخ هواپیما داشتند اما بصورت افقی نه عمودی سر و صدای وسیله در نزدیکی سطح زمین شبیه صدای متور تراکتور بود.

و مشاهده دیگری در 26 آوریل 1967

یک Vril دیگر به دفتری در میامی نزدیک می شد.و بر اساس اطلاعات و عکسبرداری هایی که انجام گرفت این شی دقیقا مشخصات Vril که در نوامیر 1944 دیده شده بود را داشت.و بعضی اوقات نیز در طول 1943 مشاهده می شد.

از یاداشت های [Redfern, N and Downes, J]

او از آکادمی هوایی آلمان فارغ التحصیل شده بود بعنوان یکی از اعضای لوفت وافه در جبهه روسیه خدمت می کرد.

در پایان سال 1944 او از کارش مرخص شد و بعنوان خلبان یک پروژه فوق سری استخدام شد و در جنگل های سیاه اتریش این پروژه فوق سری را آزمایش می کردند.او این پروژه فوق سری را بصورت یک هواپمای نعلبکی شکل توصیف می کرد که قطر آن 21 پا بود رادیو کنترل و جت در چندین بخش بیرونی دستگاه نصب شده بود او قسمت بیرونی را بصورت گردانی توصیف کرد که ثابت مانده بود.او فقط موفق به حفظ یک عکس نگاتیو از این سفینه شده بود که در ارتفاع 7000 متری(20000 فوت)از ان گرفته بود.

بر اساس متن بالا ماشین بوسیله مهندسی ماشین جنگی آلمان و با دستان مهندسان آلمانی ساخته شده بود که برای او ناشناخته بودنداو بسته ای از نوشته های محرمانه در آن پایگاه آلمانی را بدست آورد بعد از اسیر شدن او این اسناد بدیت متفقین افتاداو می گوید بعد ها آمریکایی ها از روی این اسناد حدقلا هواپیمای B-26 airplane خود را ساختند.او بعدها بطور فزاینده ای نگران گزارش هایی بود که از مشاهده این شی پرنده در آمریکا بود شد او فکر می کرد که این سلاح بسیار درجنگ ویتنام مفید خواهد بود و مانع از افزایش تلفات آمریکایی ها خواهد شد. او در دفتر فدرال آمریکا مامور تحقیق در مورد این شی و شاید هم گسترش آن شد.

آنها امروز کجا هستند؟

در طول جنگ جهانی دوم و مخصوصا در سالهای آخر جنگ قایق های کوچک آلمانی ارتباط هایی با با جنوب آتلانتیک و آمریکای جنوبی و آنتاریکا داشتند داشتند.همچنین آلمانی ها هوا سنج های مسطح شناوری در آتلانتیک نصب کردند تا شرایط آب و هوا بین آنتاریکا و آمریکای جنوبی را داشته باشند.رایش ss دستور حمل زنان آریایی مناسب را از اوکراین به پایگاه 211 داد.

ده هزار زن بلوند قد بلند آلمانی بین سن 17 تا 24 سال برای این کار وافن ss دوهزار و پانصد مامور را در روسیه استخدام کردهدف از این کار ایجاد یک مسستعمره درپایگاه 211 بر پایه انرژی وریل بود بعد از جنگ به ژنرال کامر آلمانی اتهاماتی وارد شد که آلمان را از سلاح های مخفی آلمانی پاکسازی کرده است.و فناوری های آلمانی را به پایگاه 211 انتقال داده است.دو قایق u آلمانی نیز قبل از دسنگیری محموله خود را در آب دریا تخلیه کردند و از فاش ساختن اطلاعاتی در باره محموله خود و مقصد نهایی که پایگاه نهایی آنها بود و همچنین مکان دقیق آن خوداری کردند.

عملیاتی در تعقیب نازی ها

در سال 1947 ارتش ایالات متحده آمریکا عملیات وسیعی را در قطب جنوب انجام داد 4000 پرسنل نیروی دریایی با 13 کشتی بزرگ و تعدادی هواپیما و هلیکوپتر در این عملیات شرکت داشتندهدف این عملیات تهیه نقشه و کاتالوگ از خط ساحلی قطب او تهیه اطلاعات از حیات وحش قطب اعلام شد و تا شش ماه به طول کشید.در طول سفر یک بندر ساحلی نیز در قطب تاسیس شد و فرودگاه کوچکی نیز برای به زمین نشستن هواپیماها در نزدیکی آنجا ساخته شد.بعد از عکسبرداری های گسترده مشخص شده منطقه ای اطراف ساحل وجود دارد که در آن از برف و یخ خبری نیست سپس تصاویر بطور گسترده پردازش شد.

تصویر بالا می تواند توسط هر کسی که از Google Earth استفاده می کند قرار بگیرد به نظر می رسد این چاله در حدود 180 فوت عرض و 230 فوت ارتفاع داشته باشد به عقیده عده ای بنظر می رسد این مکان بدست انسان ساخته شده باشد.

بلا فاصله بعد از کشف این مکان عملیات آمریکایی ها متوقف می شود و آنها بدون هیچ دلیل منطقی به کشورشان بازگشت داده می شوند هنوز هم بعد از 60 سال اسناد مربوط به این مکان در آرشیو محرمانه سرویس های اطلاعاتی آمریکا قرار دارد.به یکی از فرماندهان عملیات گفته شد که خطری در این اکتشاف وجود دارد که می تواند زندگی بشریت را تهدید بکند.

زمان رستاخیز آنها کی خواهد بود؟

بعنوان یکی از واقعیت های جنگ مشخص شد که سازندگان وریل از تبدیل آن به یک ماشین کشتار نامید شده بودند درکریسمس 1943 جلسه ای در سواحل تفریحی کولبرگ صورت گرفت ماریا و سیگران ریاست جلسه را بر عهده داشتند و در باره ضرورت پروژه  Aldebaran سخن گفتند.آنها هراس خود را از هرج و مرج و جنگ مطرح کردند.و خطری که می توانست جهان را در صورت استفاده از انرژی وریل بطرف آن سوق دهد.آنها تصمیم گرفتند استعداد نهایی خود را برای رسیدن به سیاره اربابانشان Aldebaran سوق دهند.آنها اطلاعات دقیقی را از سیارات قابل سکونت اطراف سیاره Aldebaran را بدست آوردند.

کمی بعد در 22 ژانویه 1943 ملاقاتی بین هیتلر هیملر و کوندل(از جامعه وریل ها ) صورت گرفت.و دکتر ساچ من بحث گسترش دادن نیروی ویریل برای غلبه بر جاذبه و زمان را مطرح کرد.آنها مطرح کردند که حتی می توانند به سرعتی فراتر از سرعت نور برسند و آزمایشاتی را روی وریل ها آغاز کردند.

Vril-7 با ضخامت دیسکی در حدود 45 متر ساخته شد.آزمایشی تحت عنوان Next Channel در زمستان 1944 با این ماشین صورت گرفت.این یک آزمایش فاجعه بار بوداما این پرواز نتایج فاجعه باری را نیز با خود به همراه داشت بدنه بیرونی وریل به قدری در این مدت اندک فرسوده شده بود و آسیب دیده بود که گویی به یک سفر صدساله رفته بود!این مشکلات باید برای نمونه های اصلی که برای سفر به Aldebaran ساخته می شدند حل می شد تا مسافران زنده می ماندند.

در تصویر بالا ورویل 7 در حال اماده سازی برای آزمایش وریل زنی که در تصویر دیده می شود یکی از اشخاصی است که در آزمایشات وریل ها بطور گسترده شرکت داشته و تصویر او در چندین تصویر در جنگ جهانی دوم در کنار وریل ها افتاده است او مشغول اعتبار سنجی ویریل ها بوده است.او یک خلبان بود.نام او Sigrun بود.

این زن بطور مکرر در طول جنگ مشغول رفت و آمد به کارخانه های ساخت وریل و انجام تست بروی آنها بود.در سال 1947 گروهی از مهندسان با درخواستی نزدیک این زن شدند آنها از او خواستند تا موتور وریل Triebwerk را با یکی از پروژه ها آنها تطبیق دهد ولی او به هیج وجه قبول نکرد و به آنها گفت که برنامه وریل صلح آمیز است.
در سال 1945 اعضای جامعه وریل نامه از ماریا دریافت کردند که از آنها خواسته شده بود خود را برای سفر به Aldebaran  آماده بکنند.

اما به نظر می رسید گروه هایی از وریل ها تصمیم به ماندن در کره زمین را گرفته بودند.اما آیا واقعا آنها به سیاره دیگری رفتند؟هیچ کس نمی داند.بیشتر مردم بر این عقیده هستند که Aldebaran ها شاه ماهی های سرخی در دریاها بودند و مقصد نهایی آنها مدینه فاضله ای بنام آنتاریکتیک بودسند مخفی از صد زیردریایی و تعدادی کشتی وجود دارد که متفقین هیچگاه نتوانستند آنها با بیابند حقیقت این است که جامعه وریل ها با استفاده از آنها راهی قطب جنوب شده است.

در طول سالهای 1945 آمریکایی ها اسنادی از آرشیو های اس اس را یافتند که وسایلی که شبیه به وسایلی بود که به افسانه های کهکشان آندرومرا ربط داشت بروی سفینه های آنها نصب شده بود.و ارزش بالای آن وسایل برای دانشمندان معلوم بود.بعد از سقوط هیتلر آمریکایی ها با استفاده از اسناد طبقه بندی شده نازی ها و چندین نازی که به این اسناد دسترسی داشتند توانستند تا حد زیادی نیروی هوایی خود را قوی تر کنند دو دانشمند برجسته آلمانی بنام Viktor Schauberger و von Braun به آنها کنک های زیادی کردند.

تعدادی تصاویر جالب در مورد ویریل ها

 

 


بعد ها عده ای از متخصین تصمیم گرفتند که مشاهدات خود از یوفو ها را به وریل ها ربط بدهند و بگویند که نازی ها با استفاده از آنها توانستند فرار کنند و اغلب مشاهدات از یوفو ها به وریل ها و نازی ها مربوط است
ممکن است نازی ها در گوشه ای از جهان مشغول دستکاری های ژنتیک برای بوجود آمدن یک نسل جدید باشند تا یک ذهن و بدن سالم را بر جهان حکمفرما بکنند.شاید آنها با استفاده از انرژی وریل ها دست به تغیر در DNA جوانان بزنند.نکته جالب این است که زن جوانی که مشغول برسی وریل ها بود( Sigrun)گفته می شد 140 سال سن دارد و دستکاری ژنتیک شده بود.

منبع: http://ourwonderfullworlds.wordpress.com

مطالب مرتبط...

2 نظر

  1. alialisays:

    سلام ممنون. چرا هیچکدام از عکسها باز نمیشود

    • مدیر سایتحسین متولی(hossein98) :

      این مطلب نمیدونم چه رازی توش هست... این 12 باره که دارم لینک تصویرشو بروز میکنم بازم پریده... حل میشه به زودی

  2. AmirAmirsays:

    واقعا من عاشق نازی ها هستم و واقعا انها خیلی مرموز هستند